در مترو

یه هدفون گذاشته تو گوشش وصدای دوپس دوپس زیرش آدم رو آزار میده و کلافه میکنه حتی از فاصله سه چهار متری هم صداش میاد. من نمیدونم خودش مغز درد نمیگیره؟

میرم چند تا صندلی اونطرف تر میشینم بلکه آرامش بگیرم. اما در نهایت تاسف و تاثر دیدم بغل دستی هم یه ماسماسک تو دستشه و هدفون به گوشه. با بدخلقی باز جامو عوض میکنم. ایندفعه حتی صبر نمیکنم ببینم صداش منو اذیت میکنه یا نه. دیگه به هدفون شرطی شده ام!

یه خانم همچین تپل مپلی میاد باسن نامبارکشو میزاره تو بغل من. با کلافگی تکونی میخورم بلکه خودشو تکونی بده. سرمو میکنم تو کتاب تا خس خس نفسش رو مغزم رژه نره. دیدم اونم از تو کیفش یه کتاب درآورد و مشغول شد. حالا علاوه بر خس خس سینه اش صدای پیس پیس هم میاد. یه نگاه بهش میکنم. کلمات درشت کتاب دعاش جلو چشمم رژه میرن. دیگه نمیتونم تمرکز کنم برای خوندن. سرمو به پشتی صندلی تکیه میدم با خودم فکر میکنم اگه من هم کتاب داستانم و بلند بلند بخونم بقیه چقدر کیف میکنن!

 _____________________________________________________________________________________

من تو قسمت نظرات وبلاگم دچار مشکل شده ام. می تونم حرفاتونو بخونم، اما نمی تون جواب بدم و تائید کنم. در اولین وقتی که این مشکل حل بشه میتونید کامنتهاتون رو با جواب تحویل بگیرید {#emotions_dlg.e28}

/ 11 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حکایه

حالا وب ما بخوانید جواب مهم نیست[خنده]

مینو

خیلی حساس شدی فکر کنم تندک [چشمک]

بازیگوش

واااااااااااااااااای سرعت فجیعهههه تندک فجییع![کلافه]

بازیگوش

اینی که نوشتی بغل گوشت داشته بلند میخونده رو خووووووووووب میفهمم یعنی پستت رو که خوندم کلافه شدم از دستش ناخوداگاه چون کشیدم از دست چنینی ادم ها بی ملاحظه ای که فک میکنن هر چی خودشون خوششون میاد لزوما در همون لحظه و همون جا برا بقیه خوشاینده[ابرو]

عصرونه

این صدای هد فونها که توی گوشهاشون میذارن برای اعصاب اصلا خوب نیست اینا بعده ها ناراحتی اعصاب میگیرن . منم قبلا استفاده میکردم البته برای نوار قران . دوستی که گویا پزشک بوده به مامان میگه اینو . برای منم ازار دهنده است اون دوپس دوپسا . اما اگه کسی کتاب دعاشو کنار من باز کنه گه گاه منم از روش تقلب میکنم [نیشخند]

صدف

عزيزم ايرادات اصلا قبول نيس و جائز نيس تو ازوسيله نقليه عمومي داري استفاده ميكني نميتوني به ديكران حشم غره بري اكه من جاي خانمه بودم كه بهم جشم غره ه ميرفتي بهت ميكفتم خانم تاكسي تلفني سوار شو با عصبانيت هم بهت ميكفتم 

ساناز

چه متروی شلوغی بود وای وای

دیادیا بوریا

نمی دونم چرا منم اینروزا اینجوریم از ادم جماعت بدم میاد حوصله هیچکس رو ندارم حتی خودمو....

مژده

منم ازینکه آدما کنار گوشم با موبایلشون هی حرف میزنن کلافه میشم ...ناخواسته باید بفهمم که دوست پسر این یکی چقدر بی معرفته ...اونیکی شب میره خونه عمه اش ....یکی دیگه امتحان داره ...دیگری واسه شام میخواد کوکو بپزه ...خیلی فاجعه اس ...میفهمم [عصبانی]

نقطه ته خط

من یه بار تو تاکسی هدفن تو گوشم بود صداشو خیلی زیاد کرده بودم ! یه پسره نشسته بود بغل دستم گفت خانوم سره صبحی اینو کم کن سر سام گرفتم !![خنده] من بش گفتم آقا چقدر اعصابت ضعیفه !! خلاصه تا آخر که اومدیم پیاده شیم کلی باهام گپ زد !! تازه شماره تلفنشم داد [خنده]